تبلیغات

گردنبند مرغ آمين
از سریال محبوب و دیدنی شهرزاد ، با جنس استیل عالی ، طراحی بی نظیر و شگفت انگیز ، گردنبندی زیبا با ظاهری متفاوت ، نمادی از عشق و محبت، مناسب با هر سلیقه ای
جذاب ترین هدیه برای کسی که دوستش دارید

بازنشر سخنان سال ۸۲ هاشمی رفسنجانی درباره تقویت بنیه دفاعی کشور /سایت آیت‌الله پاسخ هیاهوها را داد

بازنشر سخنان سال ۸۲ هاشمی رفسنجانی درباره تقویت بنیه دفاعی کشور /سایت آیت‌الله پاسخ هیاهوها را داد

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام سال ها پیش، روز دوشنبـه، مورّخ 25 فـروردیـن 1382 هجری شمسی برابر با 11 صفـر 1424 هجری قمری و 14 آوریـل 2003 میلادی این سخنان را در مراسم «افتتاح همایش بزرگداشت منزلت سرباز» در «دانشگاه افسری امام علی(ع)» داشتند.

*متن کامل سخنرانی آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی به شرح زیر است:

«بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله والسّلام علی رسول الله و آله
از شرکت در این برنامه با حال و سازنده ارتش جمهوری اسلامی برای سربازان، خوشحالم و از این کار خوبی که عقیدتی سیاسی و فرماندهان ارتش برای تربیت همه جانبه نیروهای تحت امرشان انجام می دهند، تشکّر می کنم.

می دانیم که بخش عمدهی نیروهای مسلّح را سربازان، آن هم جوان هایی که بهترین قطعه زندگی خودشان را به رایگان در خدمت میهن، دین و مردم قرار داده اند، تشکیل می دهند و استعداد دریافت هرگونه برنامه های سازندگی را در این مقطع دارند.

فکر می کنم یکی از بهترین کارها این است که از این دو سال وقتی که جوان های ما در پادگان ها و محیط های نظامی مصرف می کنند، بهترین بهره را بگیریم، برای اینکه آنها را برای زندگی سرفرازتر و بالنده تر آماده کنیم که خوشبختانه امروز نیروهای مسلّح ما در این مسیر هستند.

نقش نیروهای مسلّح در استحکام جامعه از لحاظ تئوریک و نظری برای همه روشن است. اما وقتی که در عمل این امر به اثبات می رسد و مردم با احساس عینی می بینند، توضیح این نقش آسان تر می شود.

نیروهای مسلّح ما در شروع انقلاب اسلامی و در دوران دفاع مقدّس و تا امروز، نمونه بسیاری خوبی از نیروهای مسلّح وفادار، فداکار و بالنده خودشان را نشان دادند و ملّت ما با همه وجود ارزش نیروهای مسلّح خود را درک می کند. فرصت مناسبی است که از این برنامه شما استفاده کنیم و با اشاره به گذشته و با تکیه روی حال یک مقدار درباره وظایف، نقش و مسئولیت های مهم نیروهای مسلّح حرف بزنیم.
آن چیزی که فکر می کنم در این روزها جای آن در رسانه ها و تحلیل ها خالی است، مقایسه ای است که می بایست می شد و نشده است. بنده دو، سه مورد این مقایسه را انجام می دهم که شروع یک برنامه برای تحلیلگران و رسانه ها باشد و توجه مردم و محافل جهانی و ناظران سیاسی بین المللی را به نکاتی که مورد مقایسه قرار می گیرد، جلب می کنم و فکر می کنم بسیار بسیار مهم، گوینده و سازنده است.
از دفاع مقدّس شروع می کنم و با آنچه که این روزها در عراق اتفاق افتاد، مقایسه می کنم. عراق با چند میلیون جیش الشعبی و گروه های دیگر که به نام فداییان تربیت شده بودند، در مدت کوتاه دو هفته ای چگونه کشور خودشان را تحویل حرامیان، تجاوزکاران و اشغالگران دادند!! حقیقتاً جای تاسف، درس گیری و عبرت است.

حادثه ای که نمونه کوچک آن را ما در دوران رضاخان و شهریور 20 در کشور خودمان دیدیم. جوان های ما و شاید خیلی از مردم ما آن قطعه را به یاد نداشته باشند.

امّا کسانی که آن موقع بودند، دیدند آن موقع هم اشغالگران از جنوب، شمال و غرب وارد ایران شدند و ارتشی که رضاخان خیلی روی آن تبلیغات کرده بود و در مقابل مردم از آنها استفاده می کرد، در مقابل اجانب که وارد ایران شدند، مثل کرباس از هم دریده شدند و اشغالگران خارجی به صورت راهپیمایی تا نزدیک تهران آمدند و رضاخان را تحت الحفظ از ایران برداشتند و به جزیره موریس محبوس کردند.

کاری که به سر صدام آمد و هنوز سرنوشت او روشن نیست. این را داشته باشید و سری به اول انقلاب بزنیم.

آن روزی که ارتش بعث عراق با آمادگی کامل از شمال تا جنوب کشور ما با چندین لشگر وارد خاک ایران شد و نیروی هوایی عراق در یک حرکت ضربتی به قول خودشان غافلگیر، 11 پایگاه ما را مورد تهاجم قرار داد.

در شرایطی که ارتش جمهوری اسلامی در حال بازسازی و تصفیه بود و اصلاً آمادگی جنگ و دفاع نداشت و در داخل کشور و در مرکز کشور به خاطر شرارت های منافقین، بنی صدر و دوستان آنها، نابسامانی شدیدی حاکم بود، ما را غافلگیر کردند و چندکیلومتر وارد خاک ما شدند. همان ارتش در حال بازسازی که بسیاری از فرماندهانش را از دست داده بود و یا فرار کرده و یا تصفیه شده بودند، وقتی متوجه شد که چه اتفاقی در حال افتادن است، به سرعت وارد میدان شد و کارهای قهرمانانه ای کرد که من اشاره ای به اقدامات سه نیرو می کنم.
نیروی زمینی به سرعت وارد شد و جلوی دشمن را سد کرد و نگذاشت از نقطه ای که در حال غافلگیری رسیده بودند، جلوتر بیایند. در خرمشهر حدود یک ماه چند لشگر عراق را پشت دروازه ها نگه داشتند و نیروی هوایی به سرعت وارد عمل شد و پشت و عقبه و زیربناهای دشمن را به شدّت ویرانه کرد و آنها را حسابی گرفتار ترس و وحشت کرد و حفاظت بسیار موثری هم در جبهه ها بر سر نیروی زمینی ایجاد کرد و نیروی دریایی در دریا، دشمن را به کلّی منهدم کرد و تا آخر جنگ هم نتوانستند کمرشان را در دریا راست کنند.
البته مدتی طول کشید تا نیروهای مسلّح ما آماده تهاجم شوند و برای پس گرفتن سرزمین اشغال شده ما عمل کنند. سپاه پاسداران به تدریج شکل گرفت و بسیج مستضعفان با تدبیر امام وارد میدان شد. نیروهای داوطلب، بسیج، سپاه و ارتش با هم هماهنگ و با مجموعه ای مناسب با دشمن درگیر شدند.

خداوند به ما فرصت داد که فرماندهی را اصلاح کنیم که با رفتن بنی صدر، تهاجم نیروهای ما شروع شد که حماسه های دوران دفاع را می دانید. دشمن ما آن روز از اردوگاه شرق، غرب و ارتجاع استفاده می کرد و هرچه پول، سلاح و اطلاعات می خواست، به او می دادند. همه ی ابزار تبلیغاتی این اردوگاه ها در خدمت جنگ روانی علیه ما و به نفع دشمن ما بود و تا آخر جنگ حالت تهاجم و ابتکار عمل در دست نیروهای مسلّح ما بود. این را با آنچه که امروز در عراق اتفاق افتاد، مقایسه کنید. ابهامات زیادی هست و زود است که قضاوت کنیم. کم کم تاریخ روشن می شد. در هر نقطه ای که عراقی ها یا مردم یا نیروهای جیش الشعبی یا ارتشی ها خواستند مقاومت کنند، آمریکا و انگلیس زمین گیر شدند.

هر جا که گروه های کوچکی تهاجم کردند و خواستند به نیروهای اشغالگر ضربه وارد کنند، موفق بودند و آنها آسیب پذیر بودند. ولی چیزی که هنوز مایه بهت است، این است که نمی دانیم چرا از آن همه ظرفیت نظامی و دفاعی استفاده نشد؟

چرا از آن همه موقعیت ممتازی که می شد دشمن را زمین گیر و مجبور به عقب نشینی کرد، بهره گیری نشد؟ چرا فرماندهی سراسر جبهه های عراق ناگهان ناپدید شد؟ چرا آن رینگ های پنجگانه ای که با هزینه زیاد و با زبدگان عراق اطراف بغداد درست کرده بودند، عمل نکرد؟ و چراهای دیگر.

چطور شد یک دفعه همه سران، مقامات و فرماندهان عراقی مفقود شدند و هنوز هم جزو مفقودالاثرها هستند؟ تاریخ رفته رفته به این سؤالات جواب می دهد.
فقط می خواهم مقایسه کنید و ببینید در زمان دفاع، ایرانی ها با نیروی مسلّح غافلگیر شده و در عین حال در حال تصفیه، چگونه توانست کشورش را حفظ و دشمن را مستأصل کند! همه اردوگاه شرق و غرب را وادار به التماس کند برای اینکه ایران آتش بس را بپذیرد و مجبور شد تحت قدرتی که ما در جنگ نشان داده بودیم، در سازمان ملل برای قانع کردن ما حقّ ما را بپذیرد. گرچه نامردی کردند و هنوز نپرداختند.

خواهش می کنم آنهایی که قلم و زبان آنها برای سیاه نمایی در کشور روان است، این مقایسه را بکنند و مردم و جوان های ما را روشن کنند که چه افتخاراتی در ایران انقلابی و اسلامی ثبت شد!!

نکته دومی که خیلی مهم است، مربوط به مردم انقلاب و شرایطی می باشد که اوّل انقلاب اتفاق افتاده است. می خواهم با آن چه که در عراق اتفاق می افتد، مقایسه کنم. رژیم عراق ساقط شد و فرو پاشید. سراسر عراق تبدیل به هرج و مرج، بحران، غارت، آدمکشی، دزدی و چپاول شد. موزه ها را بردند. وزارتخانه ها را غارت کردند. بیمارستان ها و فروشگاه ها را غارت کردند و هنوز هم غارت می کنند. در حالی که چند صد هزار نیروی نظامی آمریکا در اکثر این شهرها وجود دارد و چشم هایش را باز کرده و می بیند و این دستاوردی را که برای ملّت عراق آورده، مشاهده می کند و خجالت نمی کشد.

امّا به ایران نگاه کنید. در ایران هم وقتی که ملّت قیام کرد، رژیم ساقط شده و شاه فرار کرد، یک دفعه همه تشکیلات سیاسی، امنیتی، مدیریتی و نظامی از میدان کنار رفتند و خالی خالی شد. نیرویی از خارج بیاید و ناظر بر اوضاع باشد و در خیابان ها و میدان ها و اطراف شهرها حضور داشته باشد. انصافاً آنهایی که بودند، دیدند که چطور ملّت رشید و مسلمان ایران و نیروهای انقلابی ایران کشور را به خوبی اداره و حفاظت و امنیت را برقرار کردند.

از همه چیز حفاظت کردند. ثروت ها و اشیای گران قدری که در همه جای کشور بود، محفوظ شد. جاهایی مثل موزه جواهرات بانک مرکزی، بانک ها و خیلی جاهای دیگر که همیشه مورد طمع دزدان و غارتگران بود، محفوظ ماند. حتی خانه های طاغوتی ها که فرار کرده بودند، حفظ شد. نیروهای انقلاب آنها را حفظ کردند و اگر چیزی برداشتنی بود، برداشتند و به موزه ها بردند و تحویل دادند. آنچه که در آن روز اتفاق افتاد، مثال زدنی است.

در کوچه ها، خیابان ها و میدان ها سنگر گرفتند و اجازه ندادند، هیچ انسان هرج و مرج طلبی به منافع مردم و کشور تجاوز کند. حقیقتاً کشور امن بود، این مسئله خیلی قابل توجه و این موضوع خیلی قابل مقایسه است.

امام مثل یک فرمانده مقتدر نافذ الکلمه نشسته بود و هرجا کوچکترین حادثه ای می خواست اتفاق بیفتد، با اشاره ای جلوی آن را می گرفتند. روحانیت در سراسر کشور از مساجد، حسینیه ها و مدارس همراه نیروهای انقلابی مواظب بودند.

مردم مشکل دارو، درمان، آذوقه، برق و آب پیدا نکردند. حتی مشکلاتی که در دوران تحصن ها و اعتصاب های پیش از انقلاب اتفاق افتاده بود، ظرف مدّت کوتاهی از میان رفت. مردم به سرعت وارد فعالیت های اقتصادی شدند. کشاورزی را رونق دادند و ارتش جمهوری اسلامی به سرعت روحیه خود را بازیافت و امام با یک دستور اجازه ندادند، انضباط ارتش از هم بپاشد و شعارهایی را که می خواست ارتش را از این ملت بگیرد و صحبت از ارتش خلقی و توحیدی می کرد، فریب معرفی کردند.
این انضباط و سلسله مراتب و تربیت نظامی که نیروهای مسلّح داشتند، دست خورده نشد. عدّه ای تصفیه شدند که می بایست می شدند. بدنه ارتش آنها را نمی پذیرفت. ولی توده نیروهای ارتشی محفوظ ماندند و در دوران دفاع امتحان خودشان را دادند و امروز واقعاً مثل کوه دماوند ایستادند و آسیب ناپذیر هستند.

من می دانم که نیروهای مسلّح ما الان چقدر نیرومند هستند! از لحاظ انسانی تجربه های بسیار بالایی در مجموعه نیروهای مسلّح سپاه، ارتش و بسیج وجود دارد. از لحاظ ابزار، آنچه که در جنگ کارایی خود را نشان داد، بعد از جنگ بازسازی و نوسازی وارد شد و توسعه پیدا کرد و الان بسیار آماده است که مورد استفاده قرار گیرد.

از لحاظ وسایل هوایی، دریایی، زمینی و چیزهایی که در جنگ، تجربه ی مفید بودن آنها را داشتیم، به روز هستند. در رزمایشی که ارتش جمهوری اسلامی نزدیک قم داشت، شرکت کردم و بازسازی آنها را دیدم. حقیقتاً از صمیم دل خوشحال شدم. آن چیزهایی که حتی از سال های خیلی دور در ارتش بود و کنار زده بودند، آنها را به روز کردند و چیزهای لازم را خریدند یا ساختند.
در یک بازدید پیش بینی نشده و سرزده ای که از جبهه غرب داشتم، وقتی صحبت تهدید از طرف غرب بود، دیدم که واقعاً آمادگی و اطلاع دارند و بر زمین مسلّط هستند و همه چیز را دیدند، به خاطر اینکه فرماندهانشان در جنگ وجب به وجب زمین و عوارض زمین و ترفندهای دشمن و راه های نفوذ دشمن و نقاط قابل دفاع را شناسایی و برنامه ریزی کردند.

این آمادگی ها، تعمیق آموزش ها، برنامه ها، تمرین ها و رزمایش ها در فاصله بعد از جنگ تا امروز نیروهای مسلّح ما را به قوی ترین و قابل اتّکاترین نیروی منطقه تبدیل کرده است و دشمن هم اینها را می داند.

از لحاظ صنایع نظامی هرچه را که انبوه نیروها می خواهند، می سازیم و فرماندهان و مربیان آخرین دستاوردهای نظامی جهان را که در سراسر دنیا به دست می آید، بررسی و انتخاب می کنند. خوشبختانه فرماندهی کلّ قوا، رهبر معظم انقلاب، که هم با میدان جنگ آشنایی دارند و هم مبانی یک ارتش و نظام اسلامی را می شناسند، با اشراف کامل برنامه های نیروهای مسلّح را زیرنظر دارند.

امیدوارم هیچ وقت نیاز پیدا نکنیم که این نیروها در میدان نبرد و درگیری از وطن خودشان دفاع کنند. انشاءالله با آماگی و با شناخته شدن قدرت و ایمان آنها، دشمن را وادار کنند که هیچ وقت چشم طمع به خاک پاک امام زمان(عج) و مکتب اهل بیت(ع) و نیروهای اسلامی و انقلابی ندوزد.
بنده به عنوان کسی که سالها از نزدیک مسایل و نیازهای جنگ و دفاع را تجربه کرده ام، تذکر می دهم که در دفاع هم ابزار و تجهیزات و هم انسان مهم است. نباید فکر کنیم که اگر انسان های مومن داشتیم، کافی است و نباید فکر کنیم که اگر ابزار پیشرفته بدون انسان های مومن و فداکار داشتیم، کافی است. این دو با هم معنا می دهد.

اگر ما نیروی هوایی آن روز را نداشتیم، نیروهای ما زمینگیر می شدند و اگر نیروهای مومن را در میدان نداشتیم، با نیروی هوایی نمی توانستیم دشمن را از خاک خودمان بیرون کنیم. این مجموعه با هم کار می کنند.

امروز نیروی مسلّح شما هم از تجهیزات برخوردار هستند و هم انسان های مومنی دارد. در تربیت انسان ها هم مسایل عقیدتی و ایمانی بسیار بسیار مهم است. اگر ایمان و اعتقاد به خدا، میهن و ملّت در قلب آنها مقدّس نباشد، پای آنها در بحران های جنگ می لغزد و نقش عقیدتی سیاسی در تقویت ایمان فرزندان انقلاب در نیروهای مسلّح بسیار مهم است و باید به آن اهمیت بدهیم.

یکی از ابراز انسان سازی، روحیه دادن و ایمان آفریدن توجه به آرمان های شهدا است که امروز ارزش های شهادت، جانبازی، اسارت و ایثارگری در این قشر عظیم و شریف در همه جای کشور، به خصوص در نیروهای مسلّح موج می زند. باید از این زمینه ها خوب استفاده کنیم. راه شهدا، جانبازان، آزادگان و مفقودان را فراموش نکنیم. خانواده های اینها یادگارهای عزیزترین سرمایه های تاریخ و انقلاب ما هستند. اینها را در بین خودمان مکرّم و معزّز داشته باشیم. خوشبختانه آنها هم موفق شدند در این سالها میراث عزیزان خودشان را حفظ کنند و راه آنها را ادامه بدهند و به یک قشر ممتاز در کشور تبدیل شدند.

به هر حال، امروز منطقه ما با تهاجم آمریکا، انگلیس و بعضی از کشورهای دیگر آلوده است و اینها نشان دادند که گرگهای بی رحمی هستند و نشان دادند به هیچ یک از ادعاهایی که می کنند، پایبند نیستند. گفتند که برای آزادی مردم عراق می آییم، امّا بیشتر از همه چیز مردم عراق را کشتند. گفتند که برای احیای کشور عراق و بازسازی می آییم، امّا کشور را منهدم کردند. گفتند که برای پاسداری از اصول حقوق بشر می آییم و چیزی که در این میدان، در مکتب آنها نبود، حقوق انسان ها بود.

برای حفاظت از خودشان همه چیز را به کار گرفتند. ولی برای حفاظت از مردم که امروز بی رحمانه مورد غارت قرار می گیرند، هیچ قدمی برنداشتند، بلکه تشدید کردند که مردم احساس کنند اینها احتیاج به کمک خارجی ها دارند و این رذیلانه ترین ترفندهاست که انسان خودش جایی را منهدم کند تا ثابت کند که او باید باشد که حفاظت کند. ما با چنین انسان ها و درنده هایی مواجه هستیم که قطعاً باید روی پای خودمان بایستیم و تجربه اتکا بر خود و اعتماد به خدا و توکّل بر خدا برای ما یک سرمایه است که در انقلاب و دفاع مقدّس به دست آمد.

این تجربه را حفظ و به نسل های بعد منتقل کنیم. از برداران نظامی ارتشی، فرماندهان سه نیرو، فرماندهی کلّ ارتش و برادران عقیدتی سیاسی و همه شما حضّار محترم صمیمانه متشکرم و شما را به خدا می سپارم.
والسّلام علکیم و رحمه الله» 

2929

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

تبلیغات

نرخ ارز