تبلیغات

گردنبند مرغ آمين
از سریال محبوب و دیدنی شهرزاد ، با جنس استیل عالی ، طراحی بی نظیر و شگفت انگیز ، گردنبندی زیبا با ظاهری متفاوت ، نمادی از عشق و محبت، مناسب با هر سلیقه ای
جذاب ترین هدیه برای کسی که دوستش دارید

آل‌احمد دست استعمار را خوب خوانده بود/ خودمان را در آینه جلال ببینیم/ ساواک دنبال محدود کردن جلال بود

نسخه چاپيارسال به دوستان http://fna.ir/EB9PV3 کپی

آدرس مورد نظر کپی شد

زمانی گفت: بحث امید به زندگی و امید به آینده و نسل جوان در وجود جلال خیلی پررنگ است. از آن مهم‌تر اینکه او دست استعمار را خوب خوانده بود و برای همین هیچ وقت امیدش را از دست نداد.

خبرگزاری فارس: آل‌احمد دست استعمار را خوب خوانده بود/ خودمان را در آینه جلال ببینیم/ ساواک دنبال محدود کردن جلال بود

خبرگزاری فارس- گروه کتاب و ادبیات: جلال آل احمد یکی از تاثیر گذارترین چهره‌های ادبی و فرهنگی در دهه‌های اخیر و به ویژه پیش از انقلاب است و هرچند که عمر طولانی نداشت اما آثارش بسیار پربار، ماندگار و تاثیرگذار هستند.

18 شهریور مصادف است با سالگرد فوت این نویسنده و از آنجا که به تازگی کتاب «خانه پدری» به قلم شهریار زمانی از نویسندگان کشورمان درباره داستان زندگی جلال آل احمد منتشر شده است،‌ گپ و گفتی با نویسنده این کتاب داشتیم.

شهریار زمانی برگزیده و تقدیر شده سومین جشنواره داستان انقلاب با رمان تاریخی «شیر اعلم» و نویسنده رمان برگزیده «هیرو» در پنجمین همایش دو سالانه ارتش است. مصاحبه ما با زمانی درباره شخصیت آل احمد را در ادامه می‌خوانید:

**از زاویه بیرون و از نگاه یک مخالف، جلال را روایت کردم

*آقای زمانی، جلال آل احمد خودش نویسنده چیره دستی بوده است و نویسنده‌ها اگر بخواهند، از خودشان زندگینامه به جا می‌گذارند؛ چنانچه جلال آل احمد هم جسته و گریخته این کار را کرده است، چه ضروری داشت که زندگی یک داستان نویس را دوباره به صورت داستانی بنویسید؟

کتاب «سنگی بر گوری» که خیلی سال بعد از فوت ایشان منتشر شد، به نوعی زندگینامه جلال آل احمد است، خودش هم در کتاب‌هایش چیزهایی درباره زندگی اش نوشته و حتی همسرش خانم دانشور هم به نوعی اشاراتی به زندگی جلال در نوشته هایش داشته است. منتهی این نگاه، نگاه درونی بوده و خود فرد از زندگی خودش گفته است. در این داستانی که من نوشتم، نگاه بیرونی است و اتفاقا راوی داستان هم یک مامور دولتی است یعنی علاوه بر اینکه نگاه بیرونی است، نگاه موافق هم به او ندارد و مخالفش است. از این زاویه، من داستان درباره آل احمد ندیدم و اهمیت «خانه پدری» این بود که از این دید به آل احمد نگاه کرده است.

*روایت شما از چه زمانی تا چه زمانی از زندگی آل احمد را شامل می‌شود؟

این روایت تقریبا از آغاز دوران نوجوانی آل احمد شروع می شود؛ چون او خیلی زود وارد عرصه می‌شود و تقریبا از سن 20 سالگی ترجمه و کارهای سیاسی را شروع می‌کند. داستان من هم از آن موقع شروع می‌شود و تا سال 47 یعنی یک سال قبل از فوتش ادامه دارد.

*پس در کتاب از فوت جلال چیزی نگفتید؟

نه! چون روایت یک مامور امنیتی ساواک است و سال 47 ماموریت به او ابلاغ می‌شود که یک گزارش درباره آل احمد بنویسد و او تا همان مقطع تاریخی نوشته است. البته پیش بینی‌هایی درباره نوع برخورد با آل احمد هم در داستان شده است.

**این رمان هم استنادی است و هم تخیلی

*پس برای نوشتن کتاب سراغ اسناد ساواک درباره آل احمد هم رفته اید؟

این رمان هم استنادی است و هم تخیلی. طراحی و پی رنگ کار تقریبا تخیلی است. مقدمه هم آخر کتاب آمده است و از فرم‌های جدید داستان نویسی استفاده شده اما مضمون کتاب و وقایع، مستند است.

*زندگی آل احمد حتما برای شما موضوع خیلی مهمی بوده که درباره‌اش داستان نوشته‌اید، اهمیت این کار چه بوده است؟

حتی مخالفان جلال آل احمد معتقدند دهه چهل از نظر فکری و ادبی، دوره تسلط آل احمد بوده و او بسیار تاثیر گذار بوده است. این تازه از نظر مخالفانش است که می‌خواهند تاثیرش را تقلیل دهند در حالی که این طور نیست، آل احمد چهره‌ای است که کارهایش تا الان زنده است و حتی بعضا دچار ایهام است و نیاز به بازخوانی دارد. مثلا ایشان در سفر حج، علاوه بر تحول روحی، روایتی را تعریف می‌کند و می‌گوید با یک افسر سعودی صحبت کردم و درباره امپریالیسم صحبت کردیم، درباره اینکه تمام اتفاقات جهان اسلام منشاش غرب است. خب موضوع این صحبت، موضوع امروز ما هم هست. آنجا آل احمد می‌گوید راه نجات ما بازگشت به امت اسلام است و ارزش‌های فرا ناسیونالیستی. یا در بحث اقتصادی قائل به این است که بازگشت به اقتصاد بومی چه در روستا و چه در صنعت ضروری است و اگر متکی به خود نباشیم یک اقتصاد مونتاژی و غرب زده خواهیم داشت.

**خودمان را در آینه جلال ببینیم

موضوعاتش همه موضوع روز است و تا امروز تقریبا مطالب غرب زدگی یا  بحثی که درباره روشنفکری دارد، همچنان ادامه دارد. امروز هم پیوند جریان روشنفکری با جریان های روز مهم است و مطالبش هنوز مشمول زمان نشده و هنوز تازه است و به نظرم شاید دو سه سال دیگر در آستانه 50 سالگی از مرگ ایشان بد نباشد تا آثارش را بازخوانی کنیم و با توجه به تجارب بعد از انقلاب، برگردیم و خودمان را در آینه جلال ببینیم.

 

**ویژگی‌های آل احمد می‌تواند دغدغه امروز روشنفکران باشد

*من هم با شما بسیار هم عقیده هستم که آل احمد شخصیت بسیار تاثیر گذاری در دهه‌های اخیر است. از نظر شما جالب‌ترین ویژگی شخصیتی او چیست که تا این اندازه تاثیرگذار شده است؟

به نظرم جامعیت شخصیت جلال است که در حوزه ‌های مختلف حضور دارد. آرمانگرا و حقیقت جو و استقلال طلب و دردمند است. ویژگی‌های مثبت زیادی دارد اما به این معنا نیست که وارد حوزه نقدش نشویم اما به نظرم ویژگی‌های مثبتی دارد که امروز هم می‌تواند دغدغه جامعه روشنفکری ما باشد و زندگی عبرت آموزی دارد. زندگی پرجوش و خروشی داشت و زندگی‌اش راکد و یکنواخت نیست و همین زندگی‌اش را جذاب کرده است. نثرش هم همین طور است. همین الان هم کتاب‌های آل احمد پرفروش است و نثری دارد که به قول خانم دانشور تلگرافی و حساس و دقیق و خشمگین است. و امروز آل احمد را بنیان گذار این مساله می‌دانند که برای هر نویسنده‌ای سبک خاصی در نظر گرفت. و از همه مهم‌تر اینکه نثرش به زبان مردم نزدیک است.

**دست استعمار را خوب خوانده بود

*در کتاب شما، موضوع نکته یا داستانی از زندگی آل احمد آمده که مردم کمتر می‌دانند؟

به نظرم بعد غربزدگی آل احمد خیلی معروف است. کتاب‌هایش در حوزه ادبیات هم شناخته شده است اما در این کتاب چیزی که عبرت آموز است، شاید بعد آرمانگرا بودن او است. گذشت زمان این خصیصه را که معمولا در دوران جوانی بروز می‌کند،‌ در او کمرنگ نکرده است. خیلی‌ها به عنوان واقعیت گرایی دست از آرمان‌خواهی می‌کشد اما جلال این گونه نبود و در کتاب هم مامور امنیتی گزارش می‌دهد که هیچ گاه آل احمد آرامش ندارد. یعنی بحث امید به زندگی و امید به آینده و نسل جوان در وجودش خیلی پررنگ است و از آن مهم‌تر دست استعمار را خوب خوانده بود و برای همین هیچ وقت امیدش را از دست نداد.

اتفاقات سیاسی در زندگی‌اش و ارتباطاتش فراز و نشیب داشته اما هیچ وقت مایوس و افسرده،‌ جوری که بعضی از هنرمندان و روشنفکران می‌شوند، نمی‌شوند. این هم به دلیل همان تفکر شیعی است که اعتقاد به یک آینده مطلوب دارد. این آرمانگرایی در شخصیت او هم جالب است و هم نیاز جامعه امروز.

**ساواک دنبال محدود کردن جلال بود

*ما در آستانه فوت جلال آل احمد قرار داریم و می‌دانید همسر و برادر جلال آل احمد دو نظر متفاوت درباره این قضیه دارند،‌ شما که درباره زندگی ایشان تحقیق و مطالعه کردید، کدام نظر را به حقیقت نزدیک‌تر می‌بینید؟

به نظرم روایت همسرشان نزدیک‌تر است. چون شاهد آن اتفاق است و خیلی به جلال نزدیک بوده و اگر چیزی بود شاید بهتر از بقیه متوجه می‌شد. البته اینکه اواخر عمرش خیلی تلفن‌های مشکوک به او می‌شد، شکی در آن نیست. این رمان هم همین را می‌گوید که ساواک خیلی دنبال محدود کردنش بود و حتی می‌خواستند مجبور به مهاجرتش کنند اما اینکه واقعا برنامه‌ای برای قتلش داشته باشند،‌ کمی به نظرم از واقعیت دور است و روایت همسرش به نظرم دقیق‌تر است مگر اینکه شاهد زنده‌ای پیدا شود.

**جلال در نهایت به ارزش‌‌های پدری بازگشت

*درباره اسم کتاب هم توضیح می‌دهید که چرا «خانه پدری» را انتخاب کردید؟

آقای آل احمد در سن جوانی و نوجوانی با پدرش که روحانی جلیل القدری بوده، به اختلاف می‌خورد و به دلیل روحیاتش از پدرش فاصله می‌گیرد و از آموزه‌های دینی دور می‌شود و از پدر و خانه پدری دل می‌کند و سنت‌های پدری را رها می‌کند. بعد هم ازدواجش مطلوب پدر نبوده و فاصله‌ها را زیاد می‌کند. اما خمیر مایه کتاب این است که بعد از اتفاقات سال 42 و دیداری که با امام دارد،‌ زمینه‌ای برای بازگشتش به سنت‌ها و ارزش‌های پدری فراهم می‌شود که در کتاب «خسی در میقات» هم نشان داده می‌شود و آنجاست که حسرت می‌خورد بر روزهایی که نماز نخوانده است. چارچوب رمان این است که جلال در دهه پایانی عمرش به ارزش‌های پدری و خانه پدری بر می‌گردد. و وقتی ایده آلش را نه در حزب توده و نه در سوسیالیسم پیدا نمی‌کند، در نهایت گمشده‌اش را در سنت‌های پدری پیدا می‌کند.

انتهای پیام/و

http://fna.ir/EB9PV3

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار

تبلیغات

نرخ ارز